الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

92

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

مىتوان اين مسأله را با يك مثال روشن ساخت و آن اين كه همهء ما به روشنى مىدانيم كه نيرويى به نام جاذبه وجود دارد . چرا كه هر چيزى رها شود سقوط مىكند و به سوى زمين جذب مىشود و اگر اين جاذبه نبود آرامش و قرارى براى موجودات روى زمين وجود نداشت . آگاهى بر وجود جاذبه چيزى نيست كه مخصوص دانشمندان باشد حتّى اطفال و كودكان خردسال نيز آن را به خوبى درك مىكنند ، ولى حقيقت جاذبه چيست ، آيا امواج نامريى يا ذرّات ناشناخته و يا نيرويى ديگر است ؟ و عجيب اين كه نيروى جاذبه بر خلاف آنچه در تمام جهان مادّه مىشناسيم ، ظاهرا براى انتقال از نقطه‌اى به نقطهء ديگر نياز به زمان ندارد ، بخلاف نور كه سريعترين حركت را در جهان مادّه دارد ، ولى در عين حال به هنگام انتقال در فضا گاهى براى رسيدن از يك نقطه به نقطه ديگر ميليونها سال وقت لازم است . امّا نيروى جاذبه گويى در يك لحظه از هر نقطه‌اى از جهان به نقطهء ديگر منتقل مىگردد و يا حد اقل سرعتى دارد بالاتر از آنچه تاكنون شنيده‌ايم . اين چه نيرويى است كه اين آثار را دارد ؟ حقيقت ذات آن چگونه است ؟ هيچ كس پاسخ روشنى براى آن ندارد . جايى كه در بارهء نيروى جاذبه كه يكى از مخلوقات است علم و آگاهى ما نسبت به آن تنها جنبهء اجمالى دارد و از علم تفصيلى به كلى دوريم ، چگونه مىتوان در بارهء خالق جهان مادّه و ماوراى مادّه كه وجودى است بىنهايت در بىنهايت ، انتظار داشته باشيم كه از كنه ذاتش با خبر شويم ؟ ! ولى با اين حال او را همه جا حاضر و ناظر و همراه هر موجودى در جهان مشاهده مىكنيم . با صد هزار جلوه برون آمدى كه من * با صد هزار ديده تماشا كنم تو را جملهء « و من حدّه فقد عدّه » اشاره به نكتهء دقيقى است كه از گفتار بالا روشن مىشود و آن اين كه هر گاه كسى خدا را محدود بداند ، بايد براى او عدد قائل شود